
سرآغازی برای اصلاحات!
تا هنگامی که مبارزه نمی کنیم،دشمن تمام اندیشه ی ما را تسخیر می کند.هنگامی که مبارزه را آغاز
می کنیم به صرافت می افتیم که دشمن هیچ کس نیست و حداکثر آن چیزی که یک فاشیست می تواند
انجام دهد این است که شما یا کسی که دوست می دارید را به قتل برساند.اما در برابر بسط زندگی ،
بسط اندیشه،همبستگی،چه می تواند بکند؟
در این هنگام به صرافت می افتیم که دشمن یا حتی حاکمیت نه ضعیف اند نه قوی تنها کسانی که
می توانند این همه را نابود کنند،خود ماییم در ان هنگام که در مبارزه باز می ایستیم،حال انکه هیچ کس
با هر قدرتی نخواهد توانست مانع توسعه اندیشه هایمان شود!
ژیل دلوز می گوید:
"مقاومت کردن،خلق کردن است"
معنای عبارت این فیلسوف این است که با بسط تجربیات می توان از حالت (باید_بودن) به حالت
(باید _کردن) عبور کرد.مقاومت کردیم و گویی چیزی خلق شد و یا چیزی بار دگر حیات یافت ،
تجربیاتمان به دردمان خورده است گویی!آنقدر که دستان خستگانی را بفشارد از نو.و خستگی و
دلخراشیدگی هایی را پایانی دهد اقلیت را نمایان کند و بار دگر برای هدف اقلیت با قبوی اکثریت بکوشد!
منطق ستیزی فرجامی دارد ناگوار...باید اصلاحات کرد!!!!
گویی قرار است با نیم نگاهی به گذشته و چشم داشتی به آینده گامی دگر و پر بار تر برداشت.
باید تسلطی بر خویش داشت تا خیشتنی را تسلط بخشید
نقد دیگر بس است باید ایده داد ،راه کار داد..نگذاریم بار دگر اصلاحاتمان شورمان به زمین بخورد
باید خلق کرد از نو یا از ادامه....اصلاحات کرد...باید.!
پی نوشت:....
پی نوشت:جوجه های آخر پاییز را که می شمارد؟!
اين پرسش هرچند در نگاه اول درست و مردمپسند به نظر ميرسد اما از پايه علمي و منطقي
برخوردار نيست.
نهاد شورا از آنجا كه يك نهاد اداري است، ذاتا سياسي است. دانشجويان علوم سياسي و مديريت
درسي تحت عنوان <تاريخ عقايد سياسي و نهادهاي اداري> را پشت سر ميگذارند
كه از دروس پايه و اصلي آنها است. در
اين مباحث بهروشني به مقوله سياسي بودن نهادهاي اداري توجه شده است. همه نهادهاي اداري
و مديريتي لزوما و منطقا سياسي محسوب ميشوند. لذا در يك نگاه سطحي و
عاميانه ميتوان مدعي بود كه شوراها و انتخاب شهرداران بايد با حفظ ضرورتهاي زندگي روزمره
و توجه به اولويتهاي زندگي آنها صورت گيرداما اين حرف چندان پايه درستي ندارد.
در كشوري كه اكثر معضلات و نابسامانيها ريشه در عنصر سياست دارد،
طرح اينگونه اظهارات و پرسشها تنها خود يك سياسيكاري حرفهاي محسوب ميشود
.مدعيان اين تئوري بايد پاسخ دهند آيا در سرزميني كه روساي فدراسيونهاي ورزشي
بدون پشتوانه سياسي و روابط سياسي
نميتوانند كاري به پيش برند، ميتوان مدعي غيرسياسي بودن و يا اغراق در عدم فهم سياسي براي
شوراها و شهرداران شد؟
افكار عمومي از طراحان چنين ابهامات و پرسشهايي ميپرسند، چگونه برخي از چهرههايي كه از مناصب
مرتبط با شوراها به عاليترين پستهاي سياسي و مديريتي رسيدهاند، مدعي غيرسياسي بودن اين
نهادها هستند؟
به راستي آيا اگر آنها و نهادهاي حاميشان غيرسياسي و تنها كارشناسي بودند، آيا به چنين
موقعيتي دست مييافتند؟
پاسخ روشن است. موضوع ديگر نقش گروهها و احزاب سياسي است. در تمام نقاطدنيا و كشورهاي
پيشرفته و داراي سابقه طولاني نهادهاي پارلماني و انتخاباتي، كار شناسايي و معرفي كانديداها با احزاب
و گروههاي سياسي است.چرا برخي از فعاليت و ساماندهي احزاب سياسي در هراسند؟ غير از آن است كه
شهروندان پس از انتخاب منتخبان منفرد، هيچ مكانيسمي براي كنترل و مقابله با سياستهاي
غلطشان ندارند؟
احزاب و گروههاي سياسي با شناسنامه و هويت روشن كانديداها را معرفي ميكنند و مسوول
اقداماتشان هستند،در جوامع پيشرفته هرگاه مردم از عملكرد منتخبين حزبي راضي نباشند،
در انتخابات بعدي حساب احزاب ناتوان
را در كف دستشان ميگذارند. ضمنا يكي از مهمترين كاركردهاي احزاب در جوامع توسعهيافته
انضباطبخشي به فعاليتهاي سياسي و اجتماعي شهروندان است
جالب آن است كه مدعيان ناكارآمدي احزاب، خود از طرق احزاب،
يكشبه و تشكيلات شبه حزبي به برخي از مناصب دست يافتهاند. بايد با مردم صادق بود. چنانچه
احزاب و گروههاي رقيب را از منظر سياسي قبول نداريم،
و گروههاي رقيب را از منظر سياسي قبول نداريم، نبايد به اسم خدمتگزاري و كارشناسي صورت مساله را
مخدوش نماييم
حامیان وبلاگ گروهی شورای تهران به این لحظه:
علی...
پی نوشت:کی سراغ منو از داوود احمدی گرفته؟(در جلسه ی وبلاگ نویسان با نامزدهای شوراها)
پی نوشت:از فردا...
دوستان وبلاگ من با آدرس
http://www.eslahtalabejavan.blogfa.com
هک شد!
و نوشته های جدید و اکاذیب نوشته شده توسط من نیست..
گرچه این یک شکست نیست بلکه یک پیروزی است اما شرمشون باد.....
از این به بعد اگر مشکلی به وجود نیاید اینجا می نویسم..
با انتشار مطلب پایین صدای مخالف درآمد......
ما رای دادن در انتخابات را تایید نظام نمیدانیم اما آنها از ما میخواهند که چنین بیاندیشیم
دوست دارند خانه نشین شویم و در روز انتخابات به مهمانی برویم ، تخمه بخوریم و بگوییم:انتخابات اصولا چه چیز بدی است!؟ اینها هرکار خودشان بخواهند میکنند!
آنها مردم نوگرا و حتی اهل اعتدال ایران را خانه نشین میخواهند تا اهداف خود را با جلوه ای مردم سالارانه پیش ببرند
مردم سنتگرای ما به طیف مطبوع خود رای میدهند و نوگرایان ایران در یک حرکت روشنفکرانه انتخابات را تحریم میکنند، شاید حق با این ایشان باشد اما:
اگر هدف این گروه دمکراسی و آزادی خواهی است باید ببینند آیا براستی در این چند سال که تمام انتخابات ها(شورای شهر دوم،مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم) را تحریم کردند به کجا رسیدند؟ آیا این کار تنها باعث آن نشد تا اقتدارگرایان دوباره به راس قدرت بازگردند و افکار بنیادگرایانه ی خود را بر مردم ایران تحمیل کنند؟ آیا امروز در کشورما امید برای برقراری دمکراسی از دوران اصلاحات بیشتر شده اشت؟
اگر براستی تحریمیان بدلیل آزاد نبودن انتخابات ها رای نمیدهند باید به آنها یاد آور شوم که انتخابات شورای شهر دوم آزادترین انتخابات جمهوری اسلامی بوده است به صورتی که حتی گروهی مانند نهضت آزادی در این انتخابات لیست داشته است
ما وبلاگ نویسان،به عنوان طبقه جوان و نوگرای جامعه امروزایران از دامی که بنیادگرایان برای بدست گرفتن دوباره تمام کشور پهن کرده اند احساس خطر میکنیم . و به عنوان رسانه ای کوچک اما تاثیرگذار احساس میکنیم رسالت ما آگاهی دهی است و در این راه هرکس ما را یاری کند دستش را به گرمی می فشاریم
ما قصد داریم تا با کمک وبلاگ نویسان نوگرا و اهل اعتدال ایرانی جنبشی وبلاگستانی در حمایت از لیست ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان برای شوراهای شهر ایجاد کنیم تا شاید بتوانیم هم به رسالت خود عمل کرده باشیم و هم مردم را در درک این خطر بزرگ یاری کنیم!
دوستانی که افتخار همکاری را به ما میدهند تنها کافی است در مرحله اول این بیانه را در وبلاگ خود قرار بدهند و در بخش نظرات وبلاگ اعلام آمادگی کنند تا آنها را به عضویت وبلاگ گروهی و حلقه ی مایا (مجمع اصلاح طلبان یاری گر ایران) درآوریم
(برای این افراد ایمیلی فرستاده میشود و درآن توضیحی در مورد چگونگی فعالیت در وبلاگ گروه داده میشود)
حامیان تا به این لحظه:
علی...
نکته:قابل توجه وبلاگ های تازه اضافه شده.در صورت حمایت با مطلبی از شوراها و یا انتشار همین
مطلب بروز باشید!