
...
23 اسفند تولد یک سالگی وبلاگم بود...اما چون اصفهان بودم نتونستم مطلب بنویسم.خوشحالم که
یک سال اصلاحات را زنده نگه داشتم حتی اگر اسم وبلاگم یه شعار باشه..حتی اگر خاتمی نباشه
حتی اگر احمدی نژاد رییس جمهور باشه!تو این یک سال چیز های زیادی نوشتم..دوستای زیادی داشتم
غصه خوردم ناله کردم..نقد کردم ونقد شدم!
یک سال گذشت از...
اسم وبلاگ رو تغییر دادم چون دوست دارم وسیع تر بنویسم اما همیشه مشکلاتی مانع از نوشتن من شده
و خیلی از شماها که از قبل اینجا را می خوندید شاهد اُفت نوشته هایم از وقتی که وبلاگم هک شد بودید
...
تو این یک سال اتفاقاتی امیدم را به یاس تبدیل کرد. نوشته هایم را به سکوت!و...
ناله نمی کنم..دردودل می کنم...
انگاری آینده ی این کشور سیاه ِ سیاهِ و از دست منو شما کاری ساخته نیست!و الکی وقتمان را تلف
کرده ایم...و گه گاهی لطف کردیم و وطلب نوشتیم.شاید این دلارام اون دلارامی نباشه کهدر جلسه ی
دکترمعین با وبلاگ نویسان گفت:که وبلاگ ها خیلی موثرند و به حنیف که مدتی بود وبلاگشو بسته بود
اعتراض کرد!
....منکر نمیشم...
هنوز خاتمی را دوست دارم هنوز خوشحالم که...هنوز هر از گاهی گرد قاب عکسشو می گیرم
و دلم نیشخندی می زنه...
هنوز بر هر انچه نوشتم وفادارم...!
این مدتی که اینجا خیلی فعال نبود حضوری فیزیکی فعالی داشتم..جلساتی با آقای تاج زاده و بچه ها
شاید آخرین فعالیت این چند ماه بوده...و شاید امیدهای آقای تاج زاده باشه که این وبلاگو برای
همیشه حذف نکردم...
همه ی این ها به اضافه ی مشکلات چشمام و پدرم که به شدت مریضه وجز من کسی رو نداره!
...
من کمتر وقت دارم به شماها سر بزن و شاید خیلی وقت باشه که سر نزدم...همین جا معذرت می خواهم
و تشکر بابت معرفت شماها...که سر زدید..خوشحال شدم!
تولد وبلاگم وبارک!
پی نوشت: پیشا پیش سال نو مبارک!